سيد علي اكبر قرشي

316

قاموس قرآن ( فارسي )

سؤال كند يا نه ، معتّر آنست كه پيش تو آمده و تو را قصد كرده است و از كافى از امام صادق عليه السّلام در ضمن حديثى نقل كرده كه فرمود : « . . . القانع الَّذى يرضى بما اعطيته و لا يسخط و لا يكلح و لا يلوى شدقه غضبا ، و المعترّ المار بك لتطعمه » . در قرآن مجيد از اين ماده فقط دو كلمهء فوق آمده است . عرش : تخت حكومت . * ( « وَرَفَعَ أَبَوَيْه عَلَى الْعَرْشِ » ) * يوسف : 100 . * ( « وَأُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَلَها عَرْشٌ عَظِيمٌ » ) * نمل : 23 . * ( « أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ » ) * نمل : 38 . در همهء اين آيات مراد از آن تخت حكومت و سرير سلطنت است . معناى اصل آن رفع است ( مجمع ذيل آيهء 141 انعام ) راغب گويد : « عرش در اصل خانهء سقفدار است جمع آن عروش است . . . » محل جلوس سلطان باعتبار علوّ عرش ناميده شده . طبرسى در ذيل آيهء 54 اعراف فرموده : عرش بمعنى سرير است كه فرموده * ( « وَلَها عَرْشٌ عَظِيمٌ » ) * و بمعنى حكومت است گويند « ثلّ عرشه » حكومت او زايل شد و بمعنى سقف كه فرموده : * ( « فَهِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها » ) * . عبارت صحاح چنين است « العرش سرير الملك و عرش البيت سقفه و قولهم ثلّ عرشه‌اى وها امره و ذهب عزّه » . شايد باعتبار ارتفاع كه در معنى آن ملحوظ است بمعنى بنا و داربست تاك آمده در مجمع ذيل آيهء 259 بقره فرموده : هر بنا عرش است عريش مكه بناهاى آن مىباشد ، « عرش يعرش » يعنى بنا كرد ، خانه را بواسطهء ارتفاع بناهايش عريش گويند ، سرير را عرش گويند كه از غير آن بلند است . در اقرب الموارد گفته : « عرش عرشا : بنا بناء من خشب . عرش البيت : بناه . عرش الكرم عرشا و عروشا : رفع دو اليه على الخشب » . يَعْرِشُونَ * ( « وَدَمَّرْنا ما كانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُه وَما كانُوا يَعْرِشُونَ » ) * اعراف : 137 . ممكن است مراد از * ( « ما كانُوا يَعْرِشُونَ » ) * بناهاى آنان يا فقط چيزهاى